SatyrSatire
بنیان‌گذار Ben "Jammin" Franklin  ·  تمام اخباری که جا می‌شود

حزب سوسکِ هند با سرعتی خارق‌العاده در حال تکثیر است.

دولت هند به حزب سوسک یورش™ می‌برد. ردِّ دفتر مرکزیِ حزب به Roach Motel™ می‌رسد.

انبوهِ متراکمِ آشوبگرانی از جهش‌یافتگانِ دورگه‌ی انسان-سوسک با لباس‌های معمولیِ خیابانیِ هندی، مشت‌های گره‌کرده و تابلوهای اعتراضیِ خالی را بالا برده‌اند و در خیابانی شهری در هند به جلو موج می‌زنند. در پیش‌زمینه، یک مأمور یگان ویژه‌ی هندی به پشت افتاده، سپر چوبی‌اش کنار پرت شده، و با وحشت به جمعیتِ جهش‌یافته‌ی در حال نزدیک‌شدن خیره مانده است.

صحنه‌ی سیاسیِ هند به جونتای (حزبِ) تازه‌نفسِ «سوسک» آلوده شده است؛ حزبی متشکل از جوانانِ محرومِ هندی که، وقتی خوب فکرش را بکنی، جمعیتِ خیلی زیادی می‌شوند! این حزب مدعیِ ۲۲ میلیون عضو است، رقمی که کمیسیون انتخابات هند نتوانسته مستقل تأییدش کند، چون این‌ها زیادی تند وول می‌خورند. کمیسیون روز پنجشنبه تأیید کرد که همین یک حزب به‌تنهایی بیش از ۴۷٬۰۰۰ نامزدی فقط برای نامزدهای خودش ثبت کرده است، رقمی که کمیسیون آن را «حدوداً ۴۷٬۰۰۰ فراتر از ظرفیتِ اداریِ ما» توصیف کرد. نیروهای امنیتی سراسیمه هر جایی را که اعضای حزب دیده می‌شوند سمپاشی می‌کنند، و همین‌طور «هر جایی که آخرین‌شان را دیدی به آن سمت فرار کرد.»

این نرخِ رشد وزارت کشور را نگران کرده است؛ وزارتخانه‌ای که روز چهارشنبه اعلام کرد حزب «رصد، تنظیم و رسیدگی» خواهد شد، با همان ادبیاتی که در یک اطلاعیه‌ی مطبوعاتیِ سالِ ۱۹۸۷ درباره‌ی ساس‌ها به کار رفته بود. نماینده‌ای از حزب پاسخ داد که حزبشان از پسِ هر چیزی برمی‌آید، حتی یک تبادلِ هسته‌ای با پاکستانِ همسایه.

آلودگی و شیوع

عکسی پساآخرالزمانی: قارچی عظیم از انفجار در دوردست از خطِ آسمانِ ویران‌شده‌ی هند بالا می‌رود؛ در پیش‌زمینه، دو یا سه جهش‌یافته‌ی دورگه‌ی انسان-سوسک با لباس‌های پاره‌پاره‌ی خیابانی آرام در میان آوار ایستاده‌اند، بی‌آنکه ذره‌ای از آخرالزمانِ پشتِ سرشان دلواپس باشند.

ریشه‌های این جونتا به یک نشستِ خبری در ماه مارس بازمی‌گردد که در آن وزیر آموزشِ هند، در پاسخ به پرسشی درباره‌ی افزایشِ بیکاریِ جوانان، جمعیتِ زیر ۲۵ سالِ کشور را «سوسک‌ها و انگل‌هایی که حاضر نیستند ناپدید شوند» خواند. ظرفِ چهل‌وهشت ساعت، همین عبارت را خودِ آن گروهِ رنجیده به کار بست؛ اول به شکلِ کالای طعنه‌آمیز، بعد به شکلِ فهرستی از نامزدها، و بعد به شکلِ یک جنبش. مشاور علمیِ رسمیِ تازه‌ازتخم‌درآمده‌ی جونتا یک توضیحِ کلیدی داد: «آن‌ها انگل نیستند. دولت از نظر اخلاقی کم‌خون است، هیچ انگلی نمی‌تواند از او تغذیه کند. جونتا به آن‌ها نیازی ندارد، ما کاملاً خودکفاییم. ما سوسکیم.»

وقتی پرسیدند حزب چطور می‌تواند این‌قدر سریع رشد کند، یک جامعه‌شناسِ حشره‌شناس گفت «این‌ها جوانانی هستند که هنوز در زیرزمینِ خانه‌ی پدرومادرشان زندگی می‌کنند و یاد گرفته‌اند بدونِ جفت تولیدمثل کنند. برای بیشترشان، این نخستین تجربه‌ی رابطه‌ی جنسی بود.»

حمایت خوانندگان به Satyr در مونرو انعام بدهید تا ما هم بتوانیم تکثیر شویم.
بیشتر بدانید

یورش™

پلیس یگان ویژه‌ی هند با تجهیزاتِ تاکتیکیِ آبیِ تیره و کلاه‌خودهای ضدگلوله، با سپرهای بزرگ و شفافِ مستطیلیِ برافراشته در خیابانی شهری پیش می‌روند؛ دو مأمور در حال شلیک با نارنجک‌اندازهای گاز اشک‌آور که قوطی‌هایشان دنباله‌ای از دودِ سفید در هوا برجای می‌گذارند و ابرهای گاز اشک‌آور را در سراسر خیابان می‌پراکنند. زیرنویس: مقاماتِ هند به حزب سوسک یورش™ می‌برند.

اداره‌ی اجرای قانون در اجرای دستورِ وزارتخانه به دفتر مرکزیِ اسمیِ حزب سوسک یورش برد؛ ساختمانی در بمبئی که حزب آن را Roach Motel™ می‌نامد. مأموران نتوانستند تأیید کنند که آیا هنگامِ یورش کسی آنجا حاضر بوده یا نه، و به نورِ ناکافی و روایتِ یکی از مأموران استناد کردند: «مدام وارد می‌شوند و اتاق می‌گیرند، ولی انگار هیچ‌وقت تسویه نمی‌کنند و بیرون نمی‌روند.»

بیانیه‌ی وزارتخانه درباره‌ی این یورش تأکید کرد که «عواملِ شیمیاییِ تأییدشده، ساختِ شرکتِ SC Johnson» به کار گرفته شده و عملیات «همه‌جانبه» بوده است. بیانیه‌ی حزب سوسک، که ظرفِ کمتر از یک ساعت منتشر شد، تأیید کرد که یورش رخ داده، که عواملِ شیمیایی همه‌جانبه بوده‌اند، و که حزب درست در نتیجه‌ی همین یورش اکنون در ۴۷ نقطه‌ی دیگر در دهلی نو حضور دارد.

یک سخنگوی حزب که لاروِ براق و تازه‌ای بود توضیح داد: «هر یورش شعبه‌های تازه‌ای می‌زایاند. ما آفتِ اقتدارِ شماییم. ما باگِ نرم‌افزارِ شماییم. ما فقط چند بیماری حمل می‌کنیم، خیلی کمتر از احزابِ سیاسیِ دیگر.»

جونتا استدلالِ قانون‌اساسی‌اش را با متنی مقدس تکمیل کرد که مشتاقانه و بیرون از بستر خوانده شد، با استناد به مانوسمریتی ۱۲:۵۶: «برهمنی که مشروبِ مست‌کننده‌ای به نامِ سُورا بنوشد، به کالبدِ حشراتِ کوچک و بزرگ درخواهد آمد. خب، ما همین‌جاییم عزیزم! بیا سراغمان!»

اول چه کسی اینجا بود

وزارت فرهنگ استدلال می‌کند که سوسک، هرچند در هند حاضر است، بخشی از هیچ کاستِ سنتی نیست و بنابراین صلاحیتِ شرکت در انتخاباتِ ملی را ندارد. حزب سوسک اصرار داشت که آن‌ها در کاستِ چاندالا (نامَس) جای می‌گیرند، چون هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد به یک سوسک دست بزند. حزب همچنین یادآور می‌شود که از زمانی که این سرزمین بهارات نامیده می‌شد، مدت‌ها پیش از تاریخِ مکتوب، در شبه‌قاره‌ی هند حاضر بوده، و قطعاً آن زمان هم که آن احزابِ دیگر در تناسخِ زمینیِ بعدی‌شان باشند، همان‌جا خواهد بود.

یک پژوهشگرِ حقوقِ اساسی خاطرنشان کرد که ادعاهای حزب سوسک «بی‌سابقه نیست» و به مهابهاراتا، منظومه‌ای کهن از هند، اشاره کرد که در آن به انبوهی از ملخ اشاره شده، اما فقط در حدِّ تصویرپردازی. «آره، گمانم چیزی ارابه‌ی کریشنا را پوشانده بود، مثلِ انبوهی از حشره، و کریشنا هم همچین بود که ‹اَه، چندش! چقدر حال‌به‌هم‌زن!› بعد ویشوَروپا (شکلِ الهی)‌اش را آشکار کرد و رفت لهشان کند یا یه همچین چیزی.» Satyr Satire هنوز دارد تلاش می‌کند مدارکِ تحصیلیِ این پژوهشگر را تأیید کند.

در ادامه چه پیش می‌آید

کمیسیون انتخابات تأیید کرده است که برای رسیدگی به انبوهِ معوقِ ثبتِ نامزدها، یک نشستِ اداریِ اضطراری برگزار خواهد شد. حزب سوسک تأیید کرده است که در طولِ همین نشست به ثبتِ نامزدها ادامه خواهد داد. حزب انتظار دارد در جریانِ خودِ نشست چند هزار نامزدِ دیگر بزایاند، بسته به این‌که نشست چقدر طول بکشد.

وقتی پرسیدند آیا حزب سوسک می‌تواند یورش‌های™ پیاپی را تاب بیاورد، نماینده‌ای که تازه زاده شده بود گفت: «یکی از ما می‌تواند یک ماهِ تمام را با یک خرده‌نان سر کند. ما همیشه در کمین خواهیم بود، شاید جایی در اتاقِ لباس‌شویی.» وزارتخانه هم در همین حال قصد دارد جاروکشیِ شدید را با جاروهای خیلی بزرگ ادامه دهد، و قصد دارد اگر باز هم بیرون آمدند، بپرد روی صندلیِ کناری و جیغ بکشد.

کرومولیتوگرافِ عبادیِ سنتیِ هندی: کریشنای آبی‌پوست در شکلِ کیهانیِ ویشوَروپای خود، با چندین دست که نمادهای مقدس را در دست دارند، تاجِ طلایی و لُنگِ ابریشمیِ زرد، ایستاده بر سکوی ماندالا در میان ابرها با هاله‌ای درخشان از ستارگان در پشتِ سرش. یک سوسکِ کوچکِ قهوه‌ای با شاخک روی سکو نزدیکِ پای برافراشته‌اش نشسته، در آستانه‌ی له‌شدن.

Satyr Satire از وزارت کشور درخواستِ اظهارنظر کرد، اما تنها پاسخی که گرفت این بود: «از روی من بکَنیدشان! از روی من بکَنیدشان!»