دوبی واشنگتن و تهران این هفته از توافقی برای امضای آتشبس در روز جمعه خبر دادند؛ ترتیبی که هنوز خودش آتشبس نیست، اما آنقدر به آتشبس نزدیک است که جهان همین حالا شروع کرده به فراموش کردنِ اینکه تنگهی هرمز اصلاً وجود دارد.
این توافق دو طرف را متعهد میکند که مخاصمات را در تاریخی دیرتر و مناسبتر متوقف کنند، و بدین ترتیب دستِکم روی کاغذ، عبورِ آزادِ حدوداً یکپنجمِ نفتِ کرهی زمین را باز میگرداند و تنگه را به همان گمنامیِ راحتی برمیگرداند که هر بار در آستانهی کارکردن آنطور که طراحی شده، از آن بهرهمند است.
این اعلام، چهلمین باری است که رئیسجمهور در منطقه اعلامِ صلح میکند. مردمی که سیونه بارِ نخست را باور نکردند، این یکی را باور کردهاند؛ به این دلیل که قانونِ احتمالات بالاخره باید شاملِ حالِ یک نفر هم بشود، و اینکه پیگیریِ شمارش دیگر خستهکننده شده بود.
بیمهگرانِ دریایی، که یک ماهِ تمام حقبیمههایی را پیشنهاد میکردند که معمولاً مخصوصِ آتشفشانهای فعال است، بیسروصدا نرخهایشان را دوباره تا حدِ یک دردسرِ جزئی پایین آوردند. یکی از پذیرهنویسانِ بیمه توضیح داد که تنگه، از نظرِ قیمتگذاری، تنها در دو حالت وجود دارد: فاجعهبار و فراموششده؛ که صورتحساب در حالتِ اول میرسد و عذرخواهی در حالتِ دوم.
یک مقامِ ارشد، در حالی که به نقشهی دیواریای خیره شده بود که هفتهها تنها نقطهاش بود که کسی میتوانست رویش را پیدا کند، گفت: «این نتیجهای فوقالعاده برای ثبات است. انتظار دارم ظرفِ چند روز فراموش کنم اینجا اصلاً وجود دارد، و مشتاقانه منتظرِ آن لحظهام.»
تحلیلگران تنگه را یا مهمترین نقطهی روی زمین توصیف کردند یا یک هیچِ تمامعیار، بدونِ هیچ حالتی در میانه. وقتی پرسیدند آیا آتشبسِ هنوزبرقرارنشده دوام میآورد، یک دیپلمات گفت مطمئن است که دقیقاً تا روز جمعه دوام خواهد آورد؛ همان روزی که همه خواهند فهمید آیا اصلاً آغاز شده بوده یا نه.
Satyr Satire تأیید خواهد کرد که آیا آتشبس روز جمعه آغاز شد یا نه، به شرطِ آنکه ما، و همهی دیگران، یادمان بماند که سر بزنیم.