SatyrSatire
بنیان‌گذار Ben "Jammin" Franklin  ·  تمام اخباری که جا می‌شود

محاصره‌ی دریایی ایران حالا «آغوش دریایی» است؛ آمریکایی‌ها هم «صلح ضربتی» را ادامه می‌دهند

با برداشته‌شدنِ محاصره، برقراریِ دوباره و باز برداشتنش، همه در عرضِ یک هفته، تهران توضیح داد که هرمز همچنان در آغوش نگه داشته می‌شود؛ محکم، با محبت، و بی‌آنکه رهایش کنند.

ناوشکنِ نظامیِ خاکستری‌رنگ با مسیری عمود، سینه‌ی خود را به پهلوی راستِ یک ابرنفتکشِ کویتیِ سرخ‌بدنه در یک تنگه‌ی دریایی می‌کوبد؛ با آسیبِ متوسط در نقطه‌ی برخورد.

ایران این هفته اعلام کرد محاصره‌ی دریاییِ پرترددترین گذرگاهِ نفتیِ جهان را برداشته و به‌جای آن «آغوش دریایی» برقرار کرده است؛ در آغوش کشیدنِ تمامِ کشتی‌های عبوری که به گفته‌ی مقامات گرم، محترمانه و به احتمالِ زیاد ناخواسته است، اما بیشتر به «لاس زدن در محیطِ کار» می‌ماند تا «پرونده‌ای در واحدِ منابع انسانی».

معاونِ رئیس‌جمهورِ آمریکا به خبرنگاران گفت تنگه «واقعاً باز است، شاید حتی کمی بیش از حد باز، طوری که همه معذب شده بودند»؛ حال آن‌که داده‌های رهگیریِ دریایی نشان می‌داد تنگه تاریک است، غیرقابلِ عبور است، و صرفاً همان محاصره است با یک اسمِ تازه.

معاهده‌ای برای پایانِ جنگ، که سرِ شامی از بیگ‌مک و «سیب‌زمینیِ آزادی» در یک کاخِ فرانسویِ افاده‌ای امضا شد، چند روز بعد با معاهده‌ی دومی که پاکستان امضایش کرد نقض شد. ایران امضای هر سندی را تکذیب می‌کند: «فکر کردیم داریم صورت‌حساب را حساب می‌کنیم.»

حالا هر دولت نسخه‌ی مخصوصِ خودش از اقیانوس را نگه می‌دارد. تا روزِ سه‌شنبه، تنگه‌ی هرمز هم‌زمان باز، بسته، در حالِ جنگ و در حالِ صلح بود، و در ضمن از منطقه‌ی جنگ‌زده گریخته، به کانادا مهاجرت کرده و اعلامِ پناهندگی کرده بود. ویزای موقتش به او اجازه می‌دهد به‌عنوانِ آبراهِ تولیدِ برق‌آبی مشغول به کار شود.

این آغوش نقضِ مقرراتِ منابع انسانی نیست

مقامات با وسواس توضیح دادند که «آغوش» نقضِ بندِ «قطعنامه‌ی هرمز» (HR) در معاهده‌ی صلح نیست. محاصره کشتی‌ها را متوقف می‌کند و طبقِ آتش‌بس ممنوع است؛ اما آغوشِ دریایی تماسِ نزدیک و حتی لمسِ طولانی‌مدتِ پاشنه‌ی شناورها را مجاز می‌شمارد. همین تمایز، صمیمیتِ یک‌جانبه و برپاکردنِ داربست روی عرشه را برای تسهیلِ مذاکراتِ آینده ممکن می‌کند.

از خدمه‌های خارجی خواسته شد بازداشتِ خود را در قالبِ لحظه‌ای از نزدیکی بازتعریف کنند. وزارتخانه اعلام کرد کشتی‌ها توقیف نشده‌اند، بلکه عزیز داشته می‌شوند؛ تا اطلاعِ ثانوی، در گلوگاهی که روزانه حدودِ یک‌چهارمِ نفتِ دریابردِ جهان در آن عزیز داشته می‌شود.

«سرعتِ شنای یک لاک‌پشتِ دریاییِ بی‌بار چقدر است؟»«منظورت کدام است؟ لاک‌پشتِ سبز یا منقارعقابی؟»

آمریکایی‌ها پاسخِ این سلام را با اشتیاق می‌کوبند

انفجارِ یک بمبِ متعارفِ بزرگ با گلوله‌ی آتشِ نارنجی و دودِ برخاسته بر فرازِ ساختمان‌های فشرده‌ی مرکزِ تهران، با رشته‌کوهِ البرز در پس‌زمینه.

ایالات متحده پاسخی بسیار گرم داده است؛ گرم در حدِ بیش از ۴٬۰۰۰ درجه‌ی سانتی‌گراد، با جوابیه‌ای ترکاننده که برایش نامِ تجاریِ «صلح ضربتی» را ثبت کرده‌اند. مقامات یادآور شدند از آن‌جا که هر دو دولت توافق کرده‌اند جنگ را متوقف کنند، هر اتفاقی بعد از توافق بیفتد، بنا به تعریف جنگ نیست. فضای فعلی کمتر «نبردِ رودررو» و بیشتر «عداوتِ هم‌جنس‌خواهانه‌ی سرکوب‌شده» است.

هر دو طرف زیرِ نظارتِ فعالِ «مؤسسه‌ی مطالعاتِ جنگ» (ISW) قرار دارند؛ مؤسسه‌ای که حالا به «مؤسسه‌ی سوءظن به واژه‌بازی» تغییرِ نام داده است. تحلیلگران منطقه را باثبات توصیف می‌کنند؛ به این معنا که همه‌ی طرف‌ها به یک اندازه، و با اعتمادبه‌نفسی برابر، در اشتباه‌اند.

پاکستان، که در تنظیمِ آتش‌بسِ اولیه کمک کرده بود، حالا این دوستیِ نوپا را مطالعه می‌کند؛ به این امید که ترتیبِ مشابهی را در کشمیر پیاده کند، جایی که تقصیرِ هر خشونتِ احتمالی را می‌شود، مثلِ همیشه، به گردنِ هسته‌ای تروریستی انداخت که پاکستان اصرار دارد میزبانش نیست.

حمایت خوانندگان همین حالا کمک کنید. لاک‌پشت نکرد؛ ببینید بی‌طرفی کارش را به کجا کشاند.
بیشتر بدانید

تنها طرفِ بی‌طرف

تنها تلاش برای تعیینِ وضعیتِ واقعیِ تنگه را یک لاک‌پشتِ دریایی انجام داد که طبقِ معاهده، هم «مجوزِ آغوش» و هم «ویزای ترانزیتِ آتش‌بس» را همراه داشت و واردِ آبراه شد. این دو سند یکدیگر را باطل کردند و حیوان در خلائی حقوقی معلق ماند که هیچ نیروی دریایی‌ای به رسمیتش نمی‌شناسد و سه کشورِ مختلف، برای مقاصدِ مالیاتی، مدعی‌اش هستند.

لاک‌پشت جایگزینِ منصفانه‌ای برای ترددِ تجاری به شمار می‌رود، چون تقریباً با همان سرعتِ یک ابرنفتکش حرکت می‌کند. از این پس جلوی هر ترددی با این پرسش گرفته می‌شود: «سرعتِ شنای یک لاک‌پشتِ دریاییِ بی‌بار چقدر است؟» تنها پاسخِ درست این است: «منظورت کدام است؟ لاک‌پشتِ سبز یا منقارعقابی؟» و در همان لحظه، نگهبان بی‌درنگ به نزدیک‌ترین گودالِ عمیقِ اقیانوسی پرتاب خواهد شد.

تا پایانِ هفته، همه‌ی طرف‌ها از تنگه می‌خواستند از ادعای پناهندگی‌اش دست بکشد و به خاورمیانه برگردد، تا باز هم چیزی برای همه بماند که سرش بجنگند.

دیوارنگاره‌ی جوتو، «بوسه‌ی یهودا» (نمازخانه‌ی اسکروونیی، پادوآ، حدود ۱۳۰۵ میلادی): یهودا با ردای طلایی، در لحظه‌ی خیانت، مسیح را رو در رو در آغوش می‌کشد، در حالی که سربازان و مشعل‌ها از هر سو گرداگردشان فشرده می‌شوند.