SatyrSatire
بنیان‌گذار Ben "Jammin" Franklin  ·  تمام اخباری که جا می‌شود

سلبریتی متعهد شد نوزاد سالمِ به‌فرزندی‌گرفته را به قطارِ ازریل‌خارج‌شده‌ای معتاد بدل کند

کودک تهیدست خارجی، که فعلاً زیر بارِ سنگینِ دو والدِ دلسوز و یک خانه‌ی باثبات کمرش خم شده، صاحبِ رؤیای آمریکایی می‌شود: پاپاراتزی، تحصیلات اعیانی، و اقدام‌هایی به خودکشی که آخرش به یک مستند نتفلیکس ختم می‌شود.

مادر و پدر روستایی آفریقایی با لبخند، همراه دخترک دوساله‌ی در حال خنده، کنار اجاق آتشِ باز روی کف خاکیِ خانه‌ی محقرشان با هم عکس گرفته‌اند.

یک هنرمندِ سرگرمی‌سازِ محبوبِ جهانی این هفته اعلام کرد کودکی دوساله، سالم و شاد را شناسایی کرده که در گمنامیِ بی‌سروصدایی زندگی می‌کند، و سوگند خورد کودک را به هر قیمتی از آن گمنامی نجات دهد.

این ستاره، که از طریق بنیادی که خودش برای پیدا کردن بچه برای خودش تأسیس کرده از وجود این نوپا باخبر شد، گفت از دیدن تصاویرِ خنده‌ی دخترک در آشپزخانه‌ای محقر، کنار دو والدی که اسمش را بلد بودند، «داغان» شده است. «هیچ بچه‌ای نباید مجبور باشد این‌طور بزرگ شود»، او گفت. «عکاسی‌نشده.»

مقامات همین حالا دارند کودک را از والدین تنی‌اش می‌کَنند، جابه‌جایی اجباری‌اش به آمریکا را ترتیب می‌دهند و ویزای پرطرفدار EB-1A موسوم به «ویزای اینشتین» را برایش در مسیر ویژه قرار می‌دهند؛ همان طبقه‌بندیِ «توانایی خارق‌العاده» که علی‌القاعده مخصوص نابغه‌ها و برندگان نوبل است و این‌جا به پاسِ توانایی خارق‌العاده‌ی کودک در فامیلِ آدمِ مشهور شدن اعطا می‌شود.

نجات‌یافته از یک زندگیِ فراموش‌شدنی

سلبریتی سفیدپوستِ پرزرق‌وبرقی در لباسِ طراحان مد، در خیابانی آفتابی راه می‌رود و نوپای آفریقایی‌ای را مثل اکسسوریِ مد در بغل دارد؛ با لباس‌های ریزِ مارک‌دار، جواهرات طلای سنگین و عینک آفتابی بزرگ.

در همین حال، مادرخوانده‌ی در انتظار، دو شرکتِ نام‌گذاری نوزاد را به خدمت گرفته تا نامِ فرهنگیِ کودک را، که به نظرش حوصله‌سربر آمد، با چیزی باحال‌تر عوض کنند؛ مثلاً «XTC» یا «B@byTyger». طبق این برنامه، دخترک از خانه‌ی پرمهرش برداشته و در مجتمعی مستقر می‌شود تا گروهی چرخشی از پرستارها بزرگش کنند؛ پرستارهایی که هیچ‌کدام اجازه ندارند دلبستگی‌ای شکل بدهند که بعدها بشود برایش احضاریه فرستاد.

کودک از بهترین‌هایی که پولِ بی‌حساب می‌تواند بخرد برخوردار خواهد شد: روان‌درمانیِ کودکی، معلم‌های خصوصی، تیم حفاظتیِ چرخشی، و دسترسی به مواد مخدری که حتی فیلیپ سیمور هافمن هم فقط می‌توانست خوابش را ببیند.

کارشناسانی که بنیادِ ستاره اجیرشان کرده بود تأیید کردند این ترتیبات به صلاحِ کودک است، و بعد حاضر نشدند نه کودک را تعریف کنند، نه صلاح را، و نه حتی خودشان را.

«آرزوی من بزرگ کردن یک بچه‌سلبریتی است که خاکستر شود و شاید حتی پیش از تولد ۲۵ سالگی‌اش بمیرد»هنرمند، در حال رؤیاپردازی

خطِ تولیدی امتحان‌پس‌داده

این هنرمند، ربودنِ اجباری را چنین توجیه کرد که هر کودکی که پیش‌تر به دست سلبریتی‌ای در قدوقواره‌ی او نجات یافته، به نقاط عطفِ نامداری در تاریخ رسیده است: اولین بازداشت در نوجوانی، روده‌درازی‌های غریب در شبکه‌های اجتماعی، ترکِ اعتیاد در دبیرستان، و عمری از دوره‌های بازپروری و/یا محکومیت‌های زندان.

«آرزوی من بزرگ کردن یک بچه‌سلبریتی است که خاکستر شود و شاید حتی پیش از تولد ۲۵ سالگی‌اش بمیرد»، هنرمند گفت.

والدین تنی دخترک، که در خانه‌شان پای صحبتشان نشستند، گفتند داغان و گیج‌اند و واقعاً دلشان می‌خواهد دخترشان را پس بگیرند. مقامات محلی آن‌جا تصریح کردند که کودک قانوناً خریداری شده است: مبلغی ناچیز، حدوداً دستمزدِ دو هفته در آن منطقه‌ی فقیر، از قبل به والدین منتقل شده و دیگر کاری نمی‌شود کرد. و از آن‌جا که والدین عملاً «هیچ‌کس» هستند، دادخواست‌هایشان را همه نادیده خواهند گرفت.

حمایت خوانندگان Satyr رسماً سوگند می‌خورد که کمک‌های شما خرجِ به‌فرزندی گرفتن بزهای خارجی نخواهد شد.
بیشتر بدانید

به‌اصطلاح «آینده‌ی» کودک

وقتی پرسیدند خودِ کودک چه می‌خواهد، نمایندگان ستاره روشن کردند که کودک فعلاً بیشتر یک شیءِ نمایشی است تا یک انسان، و شاید سرانجام اجازه یابد اراده‌ی خودش را ابراز کند؛ ولی احتمالاً نه پیش از آن‌که خودش دادخواستِ رهایی از قیمومیت بدهد.

به یاد فیلیپ سیمور هافمن، ۱۹۶۷ تا ۲۰۱۴ میلادی، بازیگری با توانایی به‌راستی خارق‌العاده.

تصویرگری کیت گرینوی برای «نی‌زنِ رنگارنگِ هاملین» رابرت براونینگ (۱۸۸۸ میلادی): نی‌زن با جامه‌ی چهل‌تکه‌ی سرخ‌وزرد، صفی طولانی از کودکان شهر را از دروازه بیرون می‌برد.