SatyrSatire
بنیان‌گذار Ben "Jammin" Franklin  ·  تمام اخباری که جا می‌شود

سرانجام دستِ فرازمینی‌ها رو شد. هیچ‌کس تعجب نکرد

«ما فقط یک جنسیت داریم»، هیئت نمایندگی اعتراف کرد. «یعنی این ما را همجنس‌گرا می‌کند؟»

یک فرازمینیِ خاکستریِ عریان که با اعتمادبه‌نفس در پیاده‌روِ شلوغِ شهر قدم می‌زند، در حالی که عابرانِ انسان بی‌اعتنا به او غرقِ گوشی‌هایشان‌اند. زیرنویس: سرانجام دستِ فرازمینی‌ها رو شد. حالِ آزادیِ عریان.

پس از بیش از هشتاد سال انکار، سانسور و جلسات استماع، دولت روز سه‌شنبه چیزی را تأیید کرد که افشاگران دهه‌ها بر آن پافشاری کرده بودند: فرازمینی‌ها این‌جا هستند، کوییر هستند، و بهتر است به آن عادت کنیم. بشریت، که مهم‌ترین خبرِ تاریخِ گونه‌اش به او ابلاغ شده بود، یک‌صدا گفت: «باشه. باحاله. دمت گرم که کمینگ‌اوت کردی.»

روزِ اِفشا معنایی کاملاً تازه یافت؛ فرازمینی‌های عریان به خیابان‌های شهر سرازیر شدند و برای خودشان هلهله کردند، رقصیدند و آهنگِ YMCA پخش کردند.

نظرسنجی‌هایی که همان شب انجام شد نشان داد فقط ۴ درصد از پاسخ‌دهندگان تعجب کرده بودند و باقی گزارش دادند که «همچین چیزی را حدس می‌زدند» یا «خب معلومه، همه از قبل می‌دانستند».

هیئت نمایندگی، که خود را برای بهت‌زدگی آماده و برای وحشت مهیا کرده بود، بنا به گزارش‌ها گفت: «فکر کنم بد نگذشت. هیچ‌کس جوری رفتار نکرد که انگار غافلگیر شده. تقریباً همه حمایتگر بودند.»

از سالِ ۱۹۴۷ روی گِی‌دارِ ارتش آمریکا

به گفتهٔ یک سرهنگِ بازنشسته، آمریکا این بازدیدکنندگان را «از سالِ ۱۹۴۷ روی گِی‌دار داشته»، یعنی از زمانی که نخستین شناور در حوالیِ روزول بازیابی شد. سرهنگ خواست نامش فاش نشود، چون «دلش نمی‌خواست هیچ‌کدام از این گَندِ گی دوروبرش باشد».

او توضیح داد که این دهه‌ها پنهان‌کاری هرگز یک ماست‌مالی نبود، بلکه بیشتر یک جور نزاکت بود. سرهنگ گفت: «قضیه از نوعِ نپرس-نگو بود. ما نپرسیدیم، آن‌ها نگفتند، و همه آبرویشان را حفظ کردند. این واقعاً آن اِفشایی نیست که ما می‌خواستیم. حالا احتمالاً تبدیل به یک ماجرای عریض‌وطویل می‌شود.»

او با لحنی پرخاشگر ادامه داد که این قضیه فقط تنش را در موقعیت‌های نبرد بیشتر می‌کند. جا شدن در فضای این‌قدر تنگِ یک بشقاب‌پرندهٔ کوچک چیزی نیست که سربازانش برایش داوطلب شده باشند. او افزود: «بعضی از مردانِ ما حتی از این‌که آن‌ها کاوش‌شان کنند احساس ناراحتی کرده‌اند. هرچند چند نفری هم مشکلی با آن ندارند.»

حمایت خوانندگان به ساتیر با مونرو انعام بدهید. کمک‌های شما به خودتان مربوط است، نه به ما.
بیشتر بدانید

بشریت یه جورایی از اول می‌دانست

یک فرازمینیِ خاکستری در خیابانِ شهر با ظاهری پرزرق‌وبرق: عینک آفتابیِ قرمزِ گنده، بوآیِ پَرِ صورتی، و کتِ پولک‌دوزی‌شده. زیرنویس: خاکستری، گیِ جدید است.

گفت‌وگو از کنارِ کلِ مسئلهٔ وجودِ حیاتِ فرازمینی به‌سادگی گذشت و روی چیزی متمرکز شد که بیش از همه اهمیت دارد: گرایشِ جنسیِ فرازمینی‌ها. یکی از ربوده‌شدگان گزارش داد: «از همان اولین ربوده‌شدنم فهمیدم. تله‌پاتیِ آن‌ها یک شل‌زبانیِ آشکارا گی داشت.» دانشمندان اصرار دارند که تله‌پاتی نمی‌تواند «شل‌زبانی» داشته باشد.

دیگران از شواهدِ موجود به نتیجه رسیدند. مردی که بیرون از محدودهٔ حفاظتی با او مصاحبه شد گفت: «هر کسی که لخت‌مادرزاد این‌ور و آن‌ور بدود احتمالاً بیشتر از یه‌کم اهلِ تجربه‌گری است. و آن پوستِ صاف لوش می‌دهد. لابد کلِ بدنشان را می‌تراشند.»

انتظارِ ترس داشتیم، یا پرستش. انتظار نداشتیم پشتِ سرمان غیبت کنند. موجودِ سخنگویِ هیئت

هیئت نمایندگی اصرار دارد که شما آن‌قدرها هم تحفه نیستید

اگر بشریت حاضر نشد از فرازمینی‌ها شگفت‌زده شود، فرازمینی‌ها هم لطفش را جبران کردند. بترک!

این کمینگ‌اوتِ کوچکشان زود پرخاشگرانه شد. اعتراف کردند: «ما فقط یک جنسیت داریم. یعنی این ما را گی می‌کند؟» این پرسش هالهٔ یک چالش را با خود داشت.

آن‌ها با حالتی تدافعی و به‌سرعت گفت‌وگو را به سمتِ دگرجنس‌گرایی چرخاندند. سخنگو پرسید: «شما اصلاً چطور می‌توانید جنسِ مخالف را بفهمید؟ به نظر کلی زحمت و عذاب می‌آید.»

وقتی برای ارزیابیِ کلی‌اش از گونه‌ای که کهکشان را درنوردیده بود تا ملاقاتش کند تحتِ فشار قرار گرفت، هیئت نمایندگی دربارهٔ جنگ‌ها بزرگوارانه و دربارهٔ نحوهٔ حکمرانی بخشنده بود. گفت: «از میان همهٔ شکست‌های بشریت، بیش از همه دلمان برای مُدِ کسل‌کنندهٔ شما می‌سوزد.»

فرازمینیِ سخنگو تقاضای زمان کرد، تا فرازمینی‌ها بتوانند به خودشناسی برسند و دست از فرافکنی بردارند. شنیده شد که یکی از اعضای هیئت داشت پشتِ سرِ بقیه بدگویی می‌کرد. آن فرازمینی در حالی که به بشقاب‌پرنده چشم دوخته بود گفت: «من خودم می‌توانم این بشقاب‌پرنده را برانم. این پتیاره‌های دیگر اصلاً عقلشان به جایی نمی‌رسد.»

تا روزِ چهارشنبه، این تأیید کاملاً از صفحهٔ اول کنار رفته بود. گفته می‌شد هیئت نمایندگی، که هنوز بالای پایتخت پارک کرده و هنوز امیدوارِ یک واکنش است، دارد به یک اعلامِ دومِ بلندتر فکر می‌کند. از بشریت پرسیدند آیا اصلاً هیچ پرسشی از نخستین بازدیدکنندگانِ تأییدشده‌اش از جهانی دیگر دارد، و بشریت گفت: «تو خودت باش.»

دو مردِ همسان با کت‌وشلوارِ سیاه و عینکِ آفتابیِ تیره که در برابرِ یک بشقاب‌پرنده در آسمانی ابری ایستاده‌اند.

Satyr Satire برای گرفتنِ اظهارنظر با هیئت نمایندگی تماس گرفت. آن‌ها هرگز اسم ما را نشنیده بودند، چون فقط «Vogue» می‌خوانند.