مکزیکوسیتی فیفا روز یکشنبه سومین جایزهی صلح امسال خود را به کارتل پاز داد؛ «پاز» به اسپانیایی یعنی «صلح»، و فیفا این خانوادهی تبهکار منطقهایِ مکزیکی را بهخاطر «دههها خشونت بیرحمانه، سرکوب، و همان نوع نظمی که دنیا همین حالا به آن نیاز دارد» ستود.
در مراسمی در ورزشگاهی که در محاصرهی سربازان، گردنکلفتها، آدمکشها و رئیسها بود، مقامات فیفا کارتل را نیرویی خستگیناپذیر در خدمت ثبات خواندند و یادآور شدند هرجا این کارتل فعالیت کرده، معمولاً سکوتی عمیق و پایدار در پی آمده است. خودِ این اعلام هم با همان سکوت روبهرو شد.
این جایزه، که هنوز یک سالش نشده، پاسدار چیزی است که فیفا آن را پرافتخارترین تبار خود مینامد: کارگزاران هرجومرج و ویرانی؛ همانهایی که به اعتراف برگزارکنندگان، بدونشان «بازی زیبا» میزبانهای بسیار کمتری میداشت که حاضر باشند پولش را بدهند.
صلح از راه قساوت و ارعاب
در سال تأسیس جایزهی صلح و در راستای تجلیل از رژیمهای سرکوبگر، کمیتهی فیفا، متشکل از رئیسش و هیچکس دیگر، فهرست بلندبالایی از دیکتاتورها، قسیالقلبها، اراذل و آدمهای بهطور کلی وحشتناک پیش رو داشت. از آنجا که رئیس در آن هنگام در مکزیک بود، و ظاهراً زیر تهدید اسلحه، کارتل نامدار پاز را برگزید.
نمایندهی کارتل گفت این قدردانی را به تنها شیوهای که بلد است پاس خواهد داشت: با دوچندان کردن تلاشها. «ما این را نه یک پایان، که یک آغاز میدانیم»، از روی متن خواند. سپس قولِ کارزاری تازه داد برای برکندن ریشههای تمدن از راه تروریسم جهانی، قاچاق مواد مخدر، آدمربایی، تیراندازی، بمبگذاری و ترور، در کنار بازآراییِ گستردهترِ سرکوبِ اقتدارگرایانه به هر قیمتی.
سالن کف زد. رئیس توضیح داد که این نوع ایدئولوژی خشن نمایندهی روح فوتبال است، و به چند نمونه از هجوم جمعیت در ورزشگاهها و مرگ هواداران بر اثر لهشدگی، لگدمال شدن و قتل صاف و ساده اشاره کرد.
ریختهگریای به شلختگیِ خودِ مراسم
کاپ با عجله ساخته شد، پیش از آنکه مردان مسلح حوصلهشان سر برود و رئیس فیفا را با گلوله بزنند؛ از ذخیرهی شخصی شمش طلای او که همهجا همراه خودش میبرد، «برای روزی که مقامات بالاخره به من برسند».
قالبی سرهمبندیشده از سطلهای یخ هتل با چکش کوبیده شد؛ با همان چکشِ سرگردی که معمولاً برای شکنجهی زانو و مفاصل زندانیان به کار میرود. سپس با مشعل بوتانِ مخصوص کشیدن کراک، شمشها ذوب شد و سرانجام در آن قالبِ زمخت ریخته شد.
جایزهی صلح را سازمانی که به دروغ، رشوه و کلاهبرداری شهره است «طلای یکپارچه» تبلیغ کرد. کاپ جام جهانی، در مقایسه، توخالی ریخته میشود تا آدمیزاد بتواند بلندش کند. با این حال، درست مانند کاپ جام جهانی، کاپ جایزهی صلح هم شاید بهراستی توخالی باشد؛ مثل روح برندگانش. به گفتهی همه، نفرینشده هم هست: میگویند پیروان سانتا مورته، قدیسهی عامیانهی مرگ در مکزیک و محبوبِ کارتل، آن را چنان متبرک کردهاند که هرکس روزی صاحبش شود، به مرگی خشونتبار بمیرد.
کاپ جایزهی صلح فیفا این افتخار را دارد که زشتترین کاپ ورزش حرفهای باشد؛ با فاصلهای اندک جلوتر از کاپ جام جهانی، که خودش انگار کاردستیِ کلاس سفالگری یک دبستان است. ساختِ بیکیفیت و ارائهی شلختهی هر دو کاپ فیفا مستقیماً یادآور خود رویداد جام جهانی است؛ رویدادی که حاضران آن را «چندشآور و بیسروسامان» توصیف میکنند.
برندهای شایسته
فیفا سخنرانی کارتل پاز را «تکاندهنده» و «دقیقاً همان صراحتی که این جایزه برای پاسداشتش ساخته شده» خواند. مقامات توضیح دادند که جایزه نه برای یک دستاورد منفرد، بلکه برای یک کارنامه اهدا میشود؛ و برای سهم گستردهتر برنده در فراهم کردن فضایی که در آن بشود تورنمنتی را زیر سایهی رژیمی خطرناک و فاسد برگزار کرد.
این جایزه جوان است، اما فدراسیون اصرار دارد که همین حالا هم پرحکایت است. نخستین جایزهی صلحش، که اوایل امسال اهدا شد، به رئیسدولتِ بر سر کارِ یکی از کشورهای میزبان رسید؛ مردی که آشکارا، و در بیشتر عمرش، در پی چنین قدردانیای بود و سرانجام آن را با همان فقدانِ کاملِ فروتنیای پذیرفت که از برندهی جایزهی صلح فیفا انتظار میرود. پس از آن، به فیفا اجازه داده شد بازی مسخرهاش را در آن کشور اجرا کند.
تنها چند هفته بعد، فیفا بهطور غیرمنتظره دومین جایزهی صلح سال را به یک دستهی دوستانهی مهمان از بیگانگان تشنهبهخون داد. جایزهی کارتل، چند هفته بعدتر، شمار را به سه در سه ماه رساند. این آهنگِ اهدا این پرسش را پیش کشید که نکند ماجرا دارد به یک عادتِ ماهانه بدل میشود؛ با نوسانهای خلقی، طغیانهای تند و نامعقولیِ نمایشی — همان دلیلی که بیشترِ هواداران اصلاً بهخاطرش میخواستند از خانه بیرون بزنند.
وقتی دربارهی این توالی شتابزده پاپیچ سخنگو شدند، او رشتهای از توجیههای سست تحویل داد که هیچکدام به نکتهی بدیهی نمیپرداخت: اینکه هر برنده، در واقع، تهدیدی مستقیم بود برای این بازی، برای این سازمان و برای شخصِ رئیس.
فیفا تأکید کرد که این افتخار آسان به دست نیامد. فدراسیون توضیح داد در این دوره با میدانی از نامزدهای بهطرز غیرعادی پرمایه روبهرو بوده است: دو دهه جنگ مواد مخدر که صدها هزار کشته و دهها هزار مفقود بر جا گذاشته، راهبندانهای نارکو که در سراسر کشور میزبان بزرگراهها و خودروهای ربودهشده را به آتش کشیدهاند، و پیشرویِ پیوستهی خشونت کارتلی تا لبهی خود تورنمنت. رئیس اذعان کرد که محدود کردن فهرست به یک برندهی واحد «زیر فشارِ خشونت، نسبتاً آسان» بوده است.
وقتی پرسیده شد آیا تجلیل از همان سازمانی که پشت این خشونت است خطری برای هواداران دارد، سخنگویی گفت «هیچ خطری نیست»؛ عبارتی که چند بار تکرارش کرد، با طمأنینهی مردی که به او گفتهاند اگر تکرار نکند چه بر سرش میآید. جایزهی نقدی هم یکراست به دست رئیس کارتل رسید، که شاید با آن یک ابزار هستهای کوچک بخرد.
این مقاله، مثل یک بازی فوتبال معمولی و کسلکننده، بیش از حد کِش آمده است.